___

 

چند تا آهنگ دانلود کردم. شام خوردم و توی همین فاصله آهنگها دانلود شدن. حالا دارم بهشون گوش می دم و هوس کردم توی وبلاگ قدیمی خودم _ نوشته های خانوم میم_ یه چیزی آپ کنم.

فروردین امسال از اینجا رفتم و همه چی رو تعطیل کردم. الان احساس غریبی می کنم. نمی دونم آدم باید توی وب متروک قدیمیش از چه چیزایی یادکنه. نمی دونم. واقعا یادم رفته. چه همه خاطرات از اینجا دارم. از روزایی که کسی منو نمیشناخت. و بعد تاروزایی که به خاطر شناخته شدن فرار کردم.کلی دوست پیدا کردم. . چند تا دوست نزدیک.

باید بگم توی این ماهها زندگیم تغییر بزرگی نکرده. از تنهاییم کم نشده. هیچ شوق و امید جدیدی به زندگیم اضافه نشده. همه چیز همونطوری که ولش کردم باقی مونده. من باقی موندم و خاطراتی که اینجا ثبت نشدن....

راستش دلتنگی من بیشتر از اینا بود اما زبونم بند اومده الان. نمی دونم چی بگم. نمی دونم دارم با کی حرف میزنم. نمی دونم اینجا کجاست. یادم رفته. زمان گذشته و یادم رفته...

خانوم میم- دی 1390

+ ; ۸:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٠
comment نظرات ()

← صفحه بعد